سفارش تبلیغ
صبا ویژن
درباره
شهیده[328]

و فاش بگویم هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند... شهیدآوینی #وقف-امام-زمان
ویرایش
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 90
بازدید دیروز : 219
کل بازدید : 381301
تعداد کل یاد داشت ها : 978
آخرین بازدید : 99/3/13    ساعت : 8:21 ص

و درحال حاضر شدن برای رفتن به آزمون جان :)

 

 







      

تو باغ با یه آدامس تو دهن و با لبای آویزون و یه پتو سر شونه ها
با دل درد شدید وسرفه های ناز ووشلغمای گرمی که داردن چشمک میزنن و التماس میکنن که بذارمشون تو دهنم در افق محو شدم به آزمون فردا دارم فکر میکنم
که چی بنویسم توی اون پاسخنامه که هم سفید نمونه هم یه تراز آبرومندانه بده بیرون
تازه از صبح زودم بیدارم خوابمم میاد
ولی نمیدونم چجوری هم امشب درس بخونم هم بخوابم 
خدایا تو خیلی بزرگی، خودت می‌دونی رفتم خونه مستقیم لالام
پس فردا مثل همیشه منتظر امداد غیبیت هستم خداجونم


فعلا بریم از سرما بلرزیم 







      

چه ربیع الاولی هست

که شبش بارون باشه و صبحش زیارت شاه عبدالعظیم و خنده های حضرت آقای عزیزم... 

خدایا شکرت بابت همه چیز....

 

 

 







      

خنک آن زخم

که هر لحظه مرا

مرهم از اوست...

 

 

سعدی







      

خوشبختی رو میتونم توی همین چند جمله خلاصه کنم

یعنی تو حریمت وقتی دارم تنها قدم میزدم و از سرما به خودم میلرزم مداحی بخونم و قطره قطره اشکم دلمو گرم کنه...

یعنی خیره شدن به گنبد طلایی آقای مهربونم

یعنی رفتن به قرار همیشگی:) همونجایی که همیشه تنها میام و ...

یعنی به آرزوت برسی ، یه شب تو هوای سرد جلوی گنبد طلاییت کمیل بخونم

یعنی تو حرمت17 ساله بشم

یعنی جوونیمو  تموم خواسته هام و زندگیم رو بسپارم دستت

یعنی تک تک سلول هام از کنار تو بودن انرژی بگیرن

یعنی دیگه نگران هیچی نیستم چون تو رو دارم:)

یعنی یه شب جمعه تو حرمت بودن و روضه ی حضرت رقیه باشه و منم که عاشق روضه ی بانو...

خوشبختی یعنی داشتن تو

دقیقا وقتی که باید دستمو گرفتی و آرومم کردی...

امروز بعداز دعای ندبه تو صحن جامع رضوی خیره مونده بودم و داشتم فکر میکردم که انگار همین دیروز بود که خیلی بچه بودم و میومدم حرمت

و تو از همه چی حفظم میکردی،...

داشتم فکر میکردم زیر سایه ی شما بود که قد کشیدم و بزرگ شدم

لطف شما بود که عشقتون توی قلبمه

امام رئوفم هیچوقت نشد که تنهام بذاری,هیچوقت...

همیشه بهت مدیونم

از این به بعدم تنهام نذار که جز شما من کی رو دارم؟

 

 

#جشن_17_سالگی

_ضمانت_جوونیم

می‌خوام فقط برای خودت باشم

از الان تا بی نهایت

خیلی دوستت دارم امام رئوفم، مهربونم...

 

27/7/97







      

خوشحالی یعنی تولد امسالم با همیشه فرق داشت

یعنی خدا به افتخار تولدم اولین بارون رو هدیه کرد بهم چون میدونستم من عاااشق بارونم

یعنی هدیه بگیری از امام رضا که بری پابوسش دقیقا روز بعد تولدت...

یعنی سایه ی پدر و مادرت بالا سرت باشه و برات بهترین چیز و خوشبختی باشه

یعنی بزرگترین هدیه رو بهت بدن...

یعنی مامان و بابا بزرگ هم بیان همراهمون پابوس آقا

یعنی نیت کنی و سر نماز ظهر و عصر تو مدرسه ، وقتی هیچکی تو نماز خونه نیست

با اشکایی که بخاطر عشقت سرازیر شدن ازش بخوای هیچوقت عشقشو ازت نگیره

ازش بخوای عزیزاتو برات حفظ کن، چون باارزش ترین چیزای زندگیمن

ازت خواستم کمکم کنی به هدفم برسم و جوونیمو همه زندگیمو فدات کنم

 

امروز سرنماز احسن الاحوال رو تجربه کردم با تو...

امسال تولد پربرکتی هست خداروشکر  چون احساس میکنم خیلی بهت نزدیکم و این تموم انگیزه و زندگیمه

زیارتم رو پربرکت قرار بده تموم زندگیم و خوشحالم

 

 

ممنونم که تورو دارم :)

امام رضا جونم تنها کسی که از بچگی همیشه هوامو داشتی

هیچوقت رومو زمین نزدیک :)

قربونش کرمت برم

دارم میام پیشت :)))))

 

15:5 تازه از مدرسه رسیده

23/7/97

به وقت #17 سالگی

که همیشه آرزو داشتم وقتی 17 ساله شدم پیش تو باشم امام رئوفم

لطفت هیچوقت فراموشم نمیشه







      

سعی کن همین کارهای عادی وسیله قرب تو باشد!

سعى کن که لذّت‌ها و خوردن‌ها و خوابیدن‌ها و شادى‌ها و رنج‌هاى تو، در برنامه تو باشد و روى حساب و نقشه باشد
 تا همین کارهاى عادى، با این انگیزه و هدف، باعث حرکت و وسیله قرب تو باشد... 

...و این خیلى مهم است که شغل ما، نقش ما باشد. خوردن، خوابیدن، دوستى، دشمنى، تحصیل و تمام شغل‌هاى اجرایى ما، نقش تربیتى و سازندگى و نقش اهداف ما و نشان خدا را با خود 
داشته باشند و با اسم الله و نام و نشان خدا همراه باشند. 
 نامه‌هاى بلوغ 

استاد حائری







      

خوشحالی یعنی از کتابخونه تا برسی خونه دوستت زنگ بزنه بهت

دوستی که اصلا تو خاطرت نبوده

یه دوست قدیمی 

که بهت تولدت رو تبریک بگه

ولی فراموش کرده من 23 مهر هستم الان زنگ زده بود

خدایا ممنونتم که اجازه دادی با بنده های خوبت رفیق باشم

+همتونو دوست دارم







      

+ تو با خودت نیستی و نمی‌دانی با تو بودن چه عالمی دارد...!







      

گاه با خود فکر میکنم آنکه شمارا ندارد چگونه آرام است؟

چگونه زندگی میکند؟ چگونه خوشحال است؟

به راستی که تمامش ظاهر نمایی است

مگر می‌شود کسی تو را نداشته باشد و خوشبخت باشد؟

مگر میشود کمبودی را در زندگی احساس نکند؟

گاه آنقدر به خود می بالم که تو را دارم که احساس میکنم روی ابر ها هستم

هیچکس نمیتواند به اندازه ی من خوشحال و خوشبخت باشد

آنکه تو را دارد چه ندارد و آنکه تو را ندارد چه دارد؟

در میان این روزمرگی ها در میان تمام سختی ها در میان تمام به تنگ آمدن ها

تنها دلم خوش است به بودنت...

خوش است به اینکه شب ها قبل از خواب با تو راز و نیاز کنم تا تک تک سلول تایم آرامش را از بودنت بگیرند

خوش است که تو در میان خستگی ها و درس های مدرسه کسی هست که منتظر من باشد تا با او عاشقانه حرف بزنم

نمی‌دانی چه عشق و چه شور و نشاطی است وقتی با تو مشغول عشق بازی هستم و دوستانم مشغول کارهای شخصی...

نمی‌دانی چه عشقی است وقتی کارهایم را جوری تنظیم میکنم تا بتوانم زنگ آخر با تو باشم!

تو هرکسی را بخواهی عزیز می‌کنی و هرکه را بخواهی خوار میکنی

این را خوب نشانم دادی!

خودت را من نگیر که هرچه دارم را از من میگیری

آخر من جز تو کسی را ندارم

ای همه ی کسم

مراد دلم...

 







      
<      1   2   3   4   5   >>   >




+ ...



+ ...



+ ...



+ بغلم کن مادر....!!!! آنقدر حسرت آغوش تو را دارم که نگو...



+ ...



+ اگر فرمان دهد رهبر بتازیم اگر او خواهد از ما سر ببازیم اگر صبر و قرار از ما بخواهد بشینیم و بسوزیم و بسازیم



+ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت همبلاگی های بزرگوار بنده تقریبا 1 ماهیی یکمم بیشتر حضور نداشتم نمیدونم نبود مطالب و عکس های بنده رو احساس کردین یانه ولی خب شرمنده نتونستم مطالب و عکس هایی در اختیار شما قرار بدم ان شاءالله که بتونم جبران کنم و من الله توفیق یاحق

+ .....



+ اصلاحیه جلسه توجیهی امربه معروف سه شنبه23تیر ساغت16:30تا18 ضلع شمال غربی میدان انقلاب جنب مترو مسجدسیدالشهدا لطفاقبل ازموعدحضوریابید

+ ...