سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
درباره
شهیده[328]

و فاش بگویم هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند... شهیدآوینی #وقف-امام-زمان
ویرایش
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 123
بازدید دیروز : 211
کل بازدید : 415228
تعداد کل یاد داشت ها : 987
آخرین بازدید : 99/6/30    ساعت : 3:20 ع

.

 

 

رفته بودیم عروسی. من زودتر از محمدباقر رفتم داخل و به سرعت برگشتم.

او داشت این‌پا و آن ‌پا می‌کرد. پرسید:

- چی شد؟ چرا برگشتی؟

- این‌جا زنونه است.

خنده‌اش گرفت. پرسید:

- تا حالا این جور عروسی رو ندیده بودی؟

- نه! ولی اینجا زنونه ‌است.

- نه! اینجا مردونه و زنونه قاطیه. ندیدی من نیومدم داخل،

چون می‌دونستم این‌جوریه نیومدم. من که نمی‌یام تو خودت می‌دونی.

رفتیم بیرون و تا آخر شب توی خیابان‌ها دور زدیم.

موقع خوابیدن رفتیم منزل خواهرم. خیلی از دستمان عصبانی بود:

- شما از سرخه تا این‌جا اومدین، اون‌وقت رفتین توی خیابونا چرخیدین تا الان؟

ترسیدین بیاین تو بخورنتون؟

گفت:

- بحث خوردن و نخوردن نیست. باید می‌اومدیم و به زن و بچه مردم نگاه می‌کردیم؟

- این‌ همه مردم بودن شما هم یکی‌شون.

عصبانی شد و داد زد سر خواهرم:

- ما چکار به دیگران داریم. باید خودمون رو حفظ می‌کردیم که کردیم.

رسم اینجا رو که نباید با دینمون عوض کنیم.

شهید محمّدباقر اسدی‌نژاد

منبع فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص419







مطلب بعدی : قول هایمان...       




+ ...



+ ...



+ ...



+ بغلم کن مادر....!!!! آنقدر حسرت آغوش تو را دارم که نگو...



+ ...



+ اگر فرمان دهد رهبر بتازیم اگر او خواهد از ما سر ببازیم اگر صبر و قرار از ما بخواهد بشینیم و بسوزیم و بسازیم



+ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت همبلاگی های بزرگوار بنده تقریبا 1 ماهیی یکمم بیشتر حضور نداشتم نمیدونم نبود مطالب و عکس های بنده رو احساس کردین یانه ولی خب شرمنده نتونستم مطالب و عکس هایی در اختیار شما قرار بدم ان شاءالله که بتونم جبران کنم و من الله توفیق یاحق

+ .....



+ اصلاحیه جلسه توجیهی امربه معروف سه شنبه23تیر ساغت16:30تا18 ضلع شمال غربی میدان انقلاب جنب مترو مسجدسیدالشهدا لطفاقبل ازموعدحضوریابید

+ ...