سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

بزرگواران،ان شاءالله فردا صبح یه سفر دو روزه میرم‌،بعد بر میگردم تهران 

بعدش از تهران به خواست خدا میرم مشهد

چون امروز یکم سرم خلوت بود گفتم خدمتتون بگم

دعا کنید برامون

ان شاءالله خبر شهادتم رو بهتون بدن

یاحق




تاریخ : چهارشنبه 94/5/21 | 5:3 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

چقد باصفاست نماز ظهر و عصر رو بری شهرک محلاتی،جماعت پیش شهدای گمنام بخونی..

بعد هم بری بالای شهرک برای قدم زدن....

و نسیم خنکی چادرتو تکون بده...

و بری توی رؤیایی که هیچ وقت قرار نیست اتفاق بیوفته....

زیباست،اونقدر نگاهت به طبیعت زیبا باشه که فکر کنی خدا داره لذت میبر از خنده های یواشکیت ، در تنهایی هات.. بگی بخندی،مداحی گوش کنی،یکم بدویی،اشک بریزی برای حسرت شهادت...

و لحظه شماری کنی که بری پابوس امام رئوف،(امام رضا علیه السلام)

ولی خب تقدیرم توی مشهد معلوم نیست...

ان شاءالله که خدا هرچی صلاح میدونه در آینده پیش بیاد

دوستان برای شهادتم دعا بفرمایید

یافاطمه

.

 

 




تاریخ : سه شنبه 94/5/20 | 3:40 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

 

بمناسبت نعمت ها و نداده های خدا..

 

یا الله

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد،

تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم

، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم،

تو قرار از من گرفتی، 

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم،

 در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، 

برای دلم امنیتی به وجود آورم، 

تو یکباره همه را برهم زدی، 

و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی،

 تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم

 و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم.

.. تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم 

و به جز تو آرزویی نداشته باشم،

 و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم،

 و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...

 خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم...

.مناجات شهید_دکتر_چمران 

 

______________


دوستان این مطلب رو با گوشی گذاشتم

به ساعت هم نگاه نکنید که ساعت2:40 دقیقه بامداد هست

خب بیخوابی شب و روز نمیشناسه

دعا کنید شهید بشم....

به یقینی رسیدم که برام خیلی عجیبه....

راستی شهادت امام بزرگوار(امام صادق«ع» رو تسلیت میگم

یا امام صادق(ع)





تاریخ : سه شنبه 94/5/20 | 2:41 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

بسم رب الزهرا سلام الله علیها

سلام دارم خدمت تمام بزرگوارن

الحمدلله بنده خوبم و امیدوارم شماهم زیر سایه حضرت زهرا خوبِ خوب باشید

شرمندم واقعا که مطلب نگذاشتم هنوز بعداز چندین روز پست جدید نگذاشتم

ان شاءالله که23ام  میریم مشهد

دعاگوتون هستم حتما،فقط دعا کنید اینترنت درست بشه قبل رفتنم که براتون پست بذارم

ممنونم،زحمت رو کم میکنم دیگه

فقط برای شهادتم دعا کنید،

یازهرای مرضیه




تاریخ : شنبه 94/5/17 | 10:13 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

آقا جانم شرمندتم،شرمندتم

بخاطر من روسیاه چقدر  گریه کردی؟؟؟

چقدر بخاطر من شرمنده شدی

خجالت زده ام اقا ؟؟!!!....

آقا جونم من گناه میکنم اون وقت شما العفو میگی!!؟؟؟

نمیدونم شبایی که پرونده ها ی آدمارو میارن پیشت وقتی چشمت به پرونده من میخوره چه حالی داری؟

نمیدونم روی پروندم چقدر اشکای تو میریزه

آقا جونم اسم خودم رو هم گذاشتم شیعه؟؟!!!

دورت بگردم که همچین شیعه ای داری؟؟

آقا خجالت زده ام که به خودم میگم منتظر شمامم!!

یادته چه شبایی بهت قول دادم خوب بشم ؟؟

چقدر گریه کردم که خوب میشم و میشم همونی که تو دوس داری؟؟!!

قول دادم اما بازم مثل همیشه زدم زیر قولمو بازم شرمندت کردم.

بمیرم برات آقای غریبم 


شاعر شده ام تا که قلم بردارم
از قلب مبارک تو غم بردارم
آقا تو برای من دعا کن که فقط
در راه رضای تو قدم بردارم
الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج


گل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شما


دلم ز دوری رویت قرار و تاب ندارد

 میان ما و رخت جز گنه حجاب ندارد 
به اشک دیده نوشتم هزار نامه برایت

 مگر که نامه بیچارگان جواب ندارد 
نسیم صبح سلامم به دلبرم برسانبرسان

بگوجواب سلامم مگر ثواب ندارد 

به آسمان جمالت ستاره نازیباست 

که تاب دیدن روی تو آفتاب ندارد 
نشسته دیده نازت میان صف زده مژگان شکوه

صف زده مژگان تو شهاب ندارد 
تو شمس عالمیانی ز روی پرده بیفکن 

که آفتاب به رخسار خود نقاب ندارد 
هر آن کسی که به دل عشق روی ماه تو دارد

 به شام اول قبرش یقین عذاب ندارد 
چو سر ز خاک بر آرد به عرصه گاه قیامت

 به زیر سایه لطف دگر عقاب ندارد 
محاسبات الهی اگر چه سخت و دقیق است

 محب یوسف زهرا غم حساب ندارد 
اگر چه آتش دوزخ هزار شعله فروزد

 یقین اثر به دل و سینه کباب ندارد 


 




تاریخ : سه شنبه 94/5/13 | 2:16 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

..

 

.

 

..

 

.

 

..

 

 

.

 

.

 

( بسم الله الرحمن الرحیم  )

انقدر باصفا و خوش مجلس بود...

تا خسته میشدیم می رفتیم پیشش خستگی مون دربره.

قبل از این که باهاش بیشتر رفیق بشم، تو یکی از اردو های مشهد با بچه ها تیم شدیم...

قرار بستیم که شب اردو رو بهم بریزیم... خیلی ها خواب بودن...

بلند شدم و سر و صدا کردم... علی آقا اومد با صدای گرفته سرم داد زد که حق الناسه...

از ترس رفتم یه حال دراز کشیدم خودمو به خواب زدم...

یه دفعه یه دستی اومد بازوم رو گرفت روم رو برگردوندم دیدم علی آقا بود!!!...

گفت بیا، با خودم... گفتم کارم تمومه... اخراج شدم!!!

رفتم پیشش گفت گشنت نیست؟ میای بریم حرم؟ گفتم شما بگی میام...

خلاصه اینقدر تو راه حرم غذا و خوردنی مهمون کرد که از دلم در آورد...

می گفت خوشم میاد تو هم مثل من خوش خوراکی.....

به_روایت_از: آقای بیگلری

.

.

.

شهید_علی_خلیلی

 


تو آسمانی بودی،من راهم به لطفت آسمانی کن

برادر عزیزم، در اولین قدمم در راهت یاریم کن

تو نشان دادی که هنوز در باغ شهادت بازِ باز است...

تو نشان دادی هیچکس نمیتواند حریفت برای پرواز کردن بشود...

خودت میدانی که اشکی که برایت میریزم از عمق وجودم است...

برادرم خونت را پایمال نمیکنم بلکه تا قطره خونم و

تا لحظه ای که جان در بدن دارم راهت را ادامه میدهم

بلکه با چادری که بر سر دارم هم رهرو راهت میشوم

هم واجب فراموش شده را برای خودم زنده میکنم.



گل تقدیم شمااللهم ارزقنا توفق الشهادت فی سبیلکگل تقدیم شما





تاریخ : جمعه 94/5/2 | 2:15 عصر | نویسنده : شهیده | نظر
       

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک