سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
درباره
شهیده[328]

و فاش بگویم هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند... شهیدآوینی #وقف-امام-زمان
ویرایش
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 270
بازدید دیروز : 394
کل بازدید : 392204
تعداد کل یاد داشت ها : 984
آخرین بازدید : 99/4/20    ساعت : 3:27 ع

 

 

وقتی از چیزی ناراحت می شد،با هیچ کس حرف نمی زد و

فقط سکوت می کرد. یک روز که از نماز جمعه برگشت،

دیدم خیلی ساکت هست. پرسیدم:«داداش اتفاقی افتاده؟

ناراحت به نظر می رسی!»

با همان حجاب و حیای همیشگی اش گفت:

«کاش خانم ها بیشتر مراقب حجابشون بودند.

امروز پرده قسمت زنونه کنده شد و بی اختیار چشمم افتاد به خانمی که چادر سرش نبود

و موهاش کامل پیدا بود؛

اگه بیشتر مراعات می کردند، ثواب نماز ما هم با گناه آلوده نمی شد».


(شهید علی ماهانی)

 







      

ای شهدا شرمنده ایم..

بعد از شما دیگر شهرمان بوی خدا نمی دهد...!!

خیابان هایمان را به نام شما زینت دادیم..


ولــــــــی...!!!
آنقدر خیابان ها پر شده از دختران بزک کرده و پسران شبیه دختران...
که دیگر یاذمان رفته رشادت های شما را..!!

 

 

.
شهید همت یادت هست که در وصیت نامه ات نوشتی...

مجالس روضه را ترک نکنید..

ولی وقتی هر پنجشنبه میریم جلسات هفتگی روضه...

بعضی ها به ما میگن شما افسرده هستید...

بعضی ها به ما میگن شما عقب افتاده اید از دنیا..!!
.

..
امـــــــــــا..!!
وقتی چند کوچه پایین تر وقتی صدای ساز و آواز و رقص میاد...
میگویند اینها جوانند..!!بگذارید جوانی بکنند..!!
.

 

برادر شهیدم دیگر همه چیز فرق کرده..!!
وقتی بعضی ها از شما فاصلـــــــــــــــه گرفتند..!!
اینگونه شد کــــــــــــــــــــه..!!


 

افسران - جنگ نــــرم

 

پرچم یا حسین بر روی خانه ها را جمع کردیم...

و به جای آن دیش ماهواره گذاشتیم..!!

و هر روز شبکه های فارسی زبان را رصد میکنیم که نکنه...

شبکه جدیدی آمده و از دستمان برود..!!

.

.

.

یا صاحب الزمان...
مولای من..تا تو نیای سر و سامون نداریم...
مولای من..تا تو نیای باید طعنه و تهمت بشنویم..!!
مولای من..تا تو نیای ما را به جرم عاشقی مسخره میکنند..!!
مولای من..پس کی میخوای بیایی..!!
خسته شدم بجان مادرت زهرا(س)..

..

اللهم عجل لولیک الفرج






      

رزمنده ای گفت : 

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود

دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

چشم و گوشمان که باز نشد هیچ،بماند!

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد...







      

 

پرگشایم

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.

با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم.

آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم .

از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم

و جز خدا چیزی را احساس نکنم.







      

..

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خطا از من است ، می دانم …

از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نعبد “

اما به دیگران هم دلسپرده ام

از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین “

اما به دیگران هم تکیه کرده ام

اما رهایم نکن

بیش از همیشه دلتنگم

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم …

خدایا ؛؛ رهایم نکن .....

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دل است دیگر...

بگذارد بگریــــد...

تا بداند هر آنچه خواست

داشتنی نیست...

بلکه باید در حسرتش ســـوخـــــــت و ســــــاخـــت

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

خدایا!

خواستم بگم تنهایم....!

اما....

نگاه خندانت مرا شرمگین کرد.....!

دیدم که در همه حال تنهایم نگذاشتی وهمواره کنارم بودی.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خدایـــــا 

این روز هــــــــــــا عجیب بارانی ام

متعجبم چــــــرا هرچـه قطـــره قطـــره میچکم

تمـــــام نمیشــوم؟

 


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 خدایا...!! 

خدایا حواست هست صدای هق هق گریه هایم

از همان گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیکتری...!!!

 

 








      

 


 طبع مى‏خواهد که وصف زینب کبرى کند

لیک، قطره کى تواند صحبت از دریا کند؟

گل تقدیم شمامیلاد حضرت زینب (س) رو خدمت تمام مسلمانان تبریک عرض میکنمگل تقدیم شما






      

 

...

 

پیامی از سوی خدا به بنده های دلشکسته  :

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود.

همان دل های بزرگی که جای من در آن است،

آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.

هنوز خدایت همان خداست!

هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.

و جنسش عوض نمی شود ...

و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...برای همیشه!

چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند ....







      

 

گاهی نه گریه ارامت میکند

نه فریاد و سکوت

انجاست که باید با چشمانی خیس رو به اسمان بکنی و بگویی 

خدایا تنها تو هستی که من را میخواهی

پس کنارم باش...

 

..

 

...

 

..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

چقدر تلخ است حال این روزهایم!!!؟؟؟

 غمگینم

همانند برف،سرد و بی روح و نژند،

خسته ام

همانند گلی پژمرده،

تنهایم،و همانند ابر نیز چشمهایم بارانیست.

روزهایم کوتاه است

شب هایم طولانی ست

ماه هم مثل من این روزها

دلش بیقرار است

دلم قرار ندارد

حال این روز هایم خوب نیست...!!!

 

..

 

ایـــــ قـــرآن مـــن ایــن روز هـــا فـقــط به تـــو پــناه می آورم

پـــس آرامـــم کــن

 

..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

وقتـی می گویــم برایـم دعـا کن ،

یعنـی کـم آورده ام ..

یعنـی دیـگر کـاری از دست خودم بــر نمـــی آید ..

برایــم دعــا کـن رفیـــق ..

 

...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حکـــــــــــــــــــــایت من

حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت

دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت

حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد

زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد

گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت

حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود

 

...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

........

 








      

 

 

،امــر به مــنکـر،

 

یک بار ایشان از خیابان عبور میکردند و در قهوه خانه ای از گرام یا رادیو ترانه پخش میشد

مردم میروند و به قهوه خانه چی میگویند که آیت الله دارند می آید.

قهوه خانه چی دستگاه را خاموش میکند.

مرحوم ابوی میروند و با صدای بلند میگویند: روشن کنید.چرا خاموش کردید؟

قهوه خانه چی میگوید: آقا،ترانه بود خوب نبود.

مرحوم ابوی میفرمایند:

ترسم از این است که روز قیامت خدا از من بپرسد:

سعیدی ، توچه کردی که مردم از تو حساب میبرند ، ولی از من نمیبرند؟

بدیهی است که چنین تذکری چه تاثیری دارد.

به این ترتیب به افراد میفهماند که چطور از مخلوق شرم کنی و از خالق شرم نکنی؟!

شاهد یاران،ش32 به نقل از فرزند شهید حجت الاسلام سید محسن سعیدی

شهید آیت الله سید مرتضی سعیدی 

 








      



امــام زمــان

شهید ابراهیمی میگفت:

<< ما باید در همه جای دنیا پایگاهی داشته باشیم تا وقتی امام زمان (عج) می آید

و میگوید اناالمهدی،همه دنیا بدانند چه کسی دارد می آید.

نباید به مسلمان های کشور خودمان قانع باشیم.

دونفر هم که این طرف دنیا با اسلام آشنا بشوند خیلی خوب است.

باید کمکشان کنیم که اسلام را بشناسند....آینده اسلام برای همه دنیا است!

امام زمان (عج) تمام جهان را فتح میکنند نه فقط کشور های اسلامی را..

دیگران هم باید با منجی آخرالزمان آشنا شوند.>>

مهاجر،ص24و25

شهید حجت الاسلام محمد حسن ابراهیمی







      
<   <<   6   7      >




+ ...



+ ...



+ ...



+ بغلم کن مادر....!!!! آنقدر حسرت آغوش تو را دارم که نگو...



+ ...



+ اگر فرمان دهد رهبر بتازیم اگر او خواهد از ما سر ببازیم اگر صبر و قرار از ما بخواهد بشینیم و بسوزیم و بسازیم



+ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت همبلاگی های بزرگوار بنده تقریبا 1 ماهیی یکمم بیشتر حضور نداشتم نمیدونم نبود مطالب و عکس های بنده رو احساس کردین یانه ولی خب شرمنده نتونستم مطالب و عکس هایی در اختیار شما قرار بدم ان شاءالله که بتونم جبران کنم و من الله توفیق یاحق

+ .....



+ اصلاحیه جلسه توجیهی امربه معروف سه شنبه23تیر ساغت16:30تا18 ضلع شمال غربی میدان انقلاب جنب مترو مسجدسیدالشهدا لطفاقبل ازموعدحضوریابید

+ ...