سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

منم در سفره دارم هفت سین را

ولی توام شده داغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین

به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را

که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی

که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمگین است

که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره پنجم این است

سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پراز اشک شبانه

ششم سین مانده سوت و کور خانه 

چه گویم ای عزیز از سین آخر

بود آن سینه مجروح مادر



با سلام

امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشیدگل تقدیم شما

عیدتون و عمرتون واقعا فاطمی باشه

اگه بدی دیدین از بنده،حلال بفرمایید و برای دل بی قرارم دعا بفرمایین

سر سفره عید به یاد ظهور آقا باشیم و باهاشون همدردی کنیم

التماس دعای شهادت

یازهرا سلام الله 




تاریخ : جمعه 93/12/29 | 10:44 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

رنـــگـــ امـــســـال،

گــــویی نـــیلی است

همـــرنگ چهره مــادر

و عـــطر سـال امسال

عـــطر یاس پـرپـر

بهارتان فاطمی -گٌــــــــل-

 




تاریخ : جمعه 93/12/29 | 10:27 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

 

 

 

 

برادران،خواهران....

یه خواهش.

امشب زیاد سروصدا نکنید...

توی خونه ای ،یه مادر بیمار خوابیده...

پهلوش درد میکنه..

رعایت کنید..

اکه دختر کوچولوش بترسه از صداها،نمیتونه بغلش کنه..

آتیش بازی نکنید..

میترسم باز در خونشون آتیش بگیره...

شادی نکنید..

دل بچه هاش شکسته

ــــــــــ

دل نوشت




تاریخ : جمعه 93/12/29 | 10:21 عصر | نویسنده : شهیده | نظر

سلام

خیلی برام دعا کنید.

به شدت یه کمبودی رو تازگیا تو زندگیم احساس میکنم

دعا کنید بتونم به خدا تکیه بدم و این احساس رو ترک کنم

وولی خیلی سخته

محتاج دعام

یازهرا




تاریخ : چهارشنبه 93/12/27 | 9:25 عصر | نویسنده : شهیده | نظر



من شنیدم که شما فصل بهاری آقا

به دل خسته ما صبرو قراری آقا

عمر امسال گذشت و خبری از تو نشد

هوس آمدناین جمعه نداری آریالا؟

در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم

غافل از اینکه تو خود اصل بهاری آقا

راستی بی نفست حال که تحویلی نیست

چه شود سر به سر خسته گذاری آقا؟

هفت سین،سین سرور قدمت کم دارد

زرد هستم اگر سبزنباری آقا..

اگر از آب،هوا؛قافیه تحریم شویم

نیست غم تا نظر لطف داری آقا...

ـــــــــــــــــــــ

دلنوشت:

*پرونده ی گناه مرا کم مرور کن آقا*

*خودم به حال خودم گریه میکنم..*


خواستم شکوه نمایم ، به دلم بد آمد

یادم افتاد،کسی هست که خواهد آمد

عطرنرگس،همه جا آیدو گل میخندد

چه شبی میشود آن شبی که علم بر دارد

گل تقدیم شمااللهم عجل لولیک الفرجگل تقدیم شما




تاریخ : سه شنبه 93/12/26 | 10:27 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

 

مذاکرات آشتی با خدا (1+1)

1-خدایا:من لذت گناه را ترک میکنم در مقابل تو تحریم لذت مناجات را از من بردار

2-خدایا من کسانی را که تودوستشان نداری را ترک میکنم و در مقابل تو لذت با خود بودن را به من بده

3-خدایا:من پناهگاه شیطان را ترک میکنم و در مقابل توپناهگاه امن خودت را به من بده

امروز روز اول مذاکره است خدایا برای شفاف سازی گام اول را من بر میدارم

و سانتر فیوژهای گناه راکه شیطان در وجودم برپا کرده یکی یکی و با کمک تو از کار می اندازم

هسته درونی ام را خودت غنی سازی کن...

 

..آمین...




تاریخ : سه شنبه 93/12/26 | 10:21 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

 

یچ بادی تکان نمیدادش..

تکیه اس تا به آسمان ها بود

هیچ بادی تکان نمیدادش

در خیابان ثدم که بر میداشت

هیچ دستی نشان نمیدادش

آن زمانی که شل گره میزد

روسری های عشوه را بر سر

سر به زیرانه گرچه می آمد،

بوق اما امان نمی دادش

می خرامید و دلبری میرد

باز آهوی خوش خیال اما

در چراگاه چشم های هوس

هیچ گرگی زماننمی دادش

تا به روزی رسان توکل کرد

برکت بین سفره اش گل کرد

شهوت تشنه ی شکم سیران

وعده آب و نان نمیدادش

لب بلوار منتظر مانده،

کمی از قبل ها معطل تر

در عوض عشق و حال راننده

سفری رایگان نمیدادش

علی فردوسی

از عفت و طهارت وپاکیو روشنی

دایم وجود خویشتن اندر حصار دار

دنیا چو خانه ایست تو را بر سر دوراه

این خانه در تصرف خود مستعار دارد




تاریخ : سه شنبه 93/12/26 | 10:14 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

 

×بیاد شهدای گمنام×

"دوکوهـــــــــه"سین ندارد اما!

ساختمانهایش،سحرگاهانی را به خاطر دارد

که رزمندگان،بانوای دلنشین مناجات نورانی همدوش ستارگان،همپای فرشتگان و در کنار ماه،با خدا سخن میگفتند.

"فـــــــــکه" سین ندارد اما

سجده های بسیجیان را به خاطر دارد که با سربند های سبز و سرخ،

سرهایشان را به خدا سپردند و با ندای "اعرلله جمجمتک"به دیدار معشوق شتافتند...

"شرهـــــانی" سین ندارد اما..

سنگر های زخم تن شقایق هایی را به خاطر دارد که در کربلای خمینی ره با رمز "

"یازینب" هرچه داشتند تقدیم حضرت ارباب نمودند...

"طلایـــیه " سین ندارد اما

سه راه شهادتشگواه رشادت مردانیست که سبکبال تا عرش اعلا،پرستو شدند.

"ارونـــــــد"سین ندارد اما..

ساحل خونینش،غواصانی را به خاطر دارد که شبهای عملیات ،از سیم خاردارنفس،گذشتند و

دل به دریای بیکران عشقوعرفان زدند...

"شلمچه "سین ندارد اما

سرداران بی نام و نشانی را به خاطر دارد که همچون مادرشان حضرت زهرا سفدایی ولایت شدند و گمنام ماندند..

آری

با آمدن هر بهار،شکوفه های دلم،به عشق و یادتان میشکفد و مرغ خیالم

پر میگیرد و بر بام احساس مینشیند...

هور...هویزه...کرخه....چزابه...عین خوش....پاسگاه زید...پادگان حمید...کوشک..خرمشهر به!

چه بوی سیبی میاید از این سرزمین.....

 

التماس دعا




تاریخ : سه شنبه 93/12/26 | 10:1 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

 

..

 

 

پرسیدم از این دل....

که تو اربابت کیست...

گفتا که سفر رفته ...

خبر از او نیست...

گفتم که شکسته ای ،

چه خواهی تو ز رب....

عجل لولیک الفرج گفت و گریست...




تاریخ : دوشنبه 93/12/25 | 8:22 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

شهید مظلوم بهشتی:

تقوا سه گونه است:

تقوای گریز

تقوای پرهیز

تقوای ستیز

توضیح کلام ایشان:

گریز اینکه از محیط گناه آلود دوری کنی

پرهیز  این است که بتوانی در محیط گناه آلود ، خودت را پاک نگهداری

ستیز آنست که در صحنه بمانیو با مظاهر گناه مبارزه کنی و محیط سالمی ایجاد کنی

گاهی باید مانند موسی در کاخ فرعون بمانی و سکوت کنیو فقط خودت را حفظ کنی

و گاهی یوسف وار باید از صحنه گناه فرار کنی و راه گریز را برگزینی

و گاهی ابراهیم وار با گناه و شرک و بت پرستی مقابله و و ستیز کنی و بت شکن شوی

تشخیص اینکه کدام تقوا وظیفه شرعی منست نیز خودش نیاز به توفیق الهی و بصیرت دینی

 

و تقوای علمی دارد.




تاریخ : دوشنبه 93/12/25 | 8:19 صبح | نویسنده : شهیده | نظر

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک